|
|
|
|
|
قرن چهارم هجری اغاز غیبت کبری و فتح الفتوح تاریخ شیعه است.شیخ مفید یا محمد بن نعمان و یا به خاطر پدرش ابن معلم در 11 ذیقعده سال 326 و 7 سال بعد از غیبت کبری در بغداد متولد شد. نسب او با 5 واسطه به سعید بن جبیر می رسد شاگرد ممتاز امام سجاد علیه السلام بود و شاید اولین فردی بود که در علم تفسیر قران کتاب نوشته بود. شیخ مفید مردم را در مسیری منحرف از فرهنگ اسلام و خود را مواجه با مکاتب فاسد یونانی و هندی و اسلام نما و انواع خرافات دید. لذا با ایمانی محکم و مجاهدتی طاقت فرسا در علوم عقلی و نقلی مانند فقه و فلسفه و تفسیر خود را به اوج تبحر رسانید و در سی سالگی با تدریس و تعلیم شاگردانی قوی و تالیف بیش از سیصد کتاب ورساله در مسائل مختلف و انجام مناطرات و مکاتبات فراوان با افراد ملحد و منحرف و بدعت گذار برای هدایت مردم و رفع هر شک و ابهام از اسلام اصیل به چنان قیام و تحولی دست زد که امام عصر (عج) طی رقعه ای او را به لقب مفید مفتخر ساختند. از جمله امتیازات شیخ سی توقیع و نامه ای است که از ناحیه مقدسه حضرت ولیعصر (عج) به او رسیده است .جالب اینکه حضرت شیخ را به زیباترین عناوین مانند برادر ولی و یاور حق می نامیدند. نمونه ای از نامه های امام عصر (عج) به شیخ مفید: " به نام خداوند بخشنده مهربان" اما بعد سلام بر تو ای دوست با اخلاص در دین ، ویژگی تو اینست که در اعتماد به ما علم و یقین داری .در منظر تو خداوندی را که جز او خدایی نیست سپاس گزارده از او درود و رحمت بر آقا و مولا و پیامبرمان حضرت محمد صلی الله علیه و آله و بر خاندان پاکش را خواستاریم.و تو را که پروردگار توفیقت را برای یاری حق دوام بخشید و پاداشت را به خاطر سخنانی که با صداقت از جانب ما می گویی زیاد گرداند آگاه می کنیم به ما اجازه داده شد تو را به مکاتبه ، شرافت افتخار دهیم پس باید آنچه را از ما دریافت می کنی به دوستان ما که نزد تو می باشند برسانی .......... از کتب معروف ایشان: ارشاد- اشراف- اوائل- المقنعه- اجوبه- اعلام- امالی- فی الغیبة- الافصاح- اقسام المولی وی در شب جمعه سوم ماه مبارک رمضان سال 413 در 77 سالگی درگذشت و در میدان اشنان بغداد بیش از هشتاد هزار شیعه و سنی برای تشییع پیکر مرحوم شیخ مفید اجتماع کردند و سید مرتضی بر پیکرش نماز خواند و در پایین پای حضرت موسی بن جعفر (ع) و نزدیک قبر استادش ابن قولویه دفن شد. خداوند ما را در زمره رهروان آن عالم گرانقدر قرار دهد انشاءالله. |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط عماری
|
|
||
|
|
|
|
|
حدیث ضحضاح را دشمنان ابوطالب ساخته و پیرامون آن هو وجنجال به راه انداخته اند: بخاری و مسلم و از طریق سفیان ثوری از عبدالملک بن عمیر از عبدالله بن حارث نقل کرده اند که: به پیامبر اکرم (ص) عرض کردم: ای پیامبر خدا ! چگونه حق عمویت ابوطالب را که از تو حمایت می کرد و به خاطر تو به خشم می آمد ادا نمودی؟پیامبر (ص) در پاسخ فرمود: او – ابوطالب- در گودالی از آتش است در حالیکه اگر من نبودم در درک اسفل می بود! ودر روایت دیگر آمده است : به پیامبر (ص) عرض کردم: ای رسول خدا ! ابوطالب شما را حفاظت و یاری می نمود آیا این کارها برایش سودی داشت؟ پیامبر فرمود: " آری ، ابوطالب را در درون امواجی از آتش یافتم و او را خارج کرده در ضحضاحی از آتش نهادم" لیث گوید که ابن الهاد از عبدالله بن جناب از ابوسعید برای من روایت کرد که از پیامبر (ص) شنیده است که در تجدید خاطره ابوطالب فرمود: "شاید شفاعت من در روز قیامت او را سودمند افتد و این شفاعت او را در ضحضاحی از آتش که تا قوزک پایش می رسد و مغزش از حرارت آن به جوش می آید ، قرار بدهد." و در صحیح بخاری از طریق عبدالعزیز بن محمد اراوردی از یزید بن الهاد به همین ترتیب نقل شده است.با این تفاوت که از حرارت آتش اصل مغزش به جوش می آید. علامه امینی گوید: ما نمی پسندیم که در سند احادیث مناقشه کنیم. ما نمی پسندیم که در خصوص عبدالملک بن عمیر لخمی کوفی مناقشه کنیم که عمرش طولانی شد و حافظه اش معیوب گردید و ابوحاتم درباره اش گفت: حافظ نیست و حافظه اش دگرگون شده است و احمد در خصوصش گفت: ضعیف است و اشتباه می کند و ابن معین گفت: مخلوط می نماید و ابن خراش گفت: شعبه از او خشنود نبود. ما نمی پسندیم که در خصوص عبدالعزیز داراوردی مناقشه کنیم که احمدبن حنبل درباره اش گفت:" اگربا مراجعه به حافظه اش حدیثنقل کند مطلب مهمی نیست .تازه اگر از روی نوشته هم چیزی را نقل کند باز مهم نیست ولی وقتی خودش حدیث نقل می کند مطالب نادرستی می گوید." و ابوحاتم نیز در این خصوص می گوید: به گفتار او احتجاج و استدلال نمی شود. ما همچنین به تناقض متون روایات اشاره نمی کنیم که در یک جا با لفظ "شاید" مطالب طرح می شود و به گونه ای اظهار امیدواری می شود که عذاب ابوطالب تا روز قیامت بواسطه شفاعت پیامبر (ص) به تاخیر افتاده و از آن پس هم شاید عذابش به دلیل همان شفاعت به میزان ضحضاح تقلیل یابدو در حالیکه درجای دیگر عنوان شده که ابوطالب در میان امواج آتش یافته شده و پیامبر به کمک شفاعتش اورا درون ضحضاح قرار داده است.ما نمی پسندیم که آن مناقشه ها را مطرح کرده و یا این تناقضات را عنوان نماییم بلکه یک کلام در این جا مطرح می کنیم و آن اینکه پیامبر خدا(ص) شفاعت برای ابوطالب را در هنگام وفات مشروط و منوط به ادای شهادت فرمود و در این خصوص بود که گفت: ای عمو! لا اله الا الله را بگو که کلمه ای است که به واسطه اش در روز قیامت تو را شفاعت خواهم کرد . همانطور که شفاعت را به طور مطلق به ادای شهادت منوط و وابسته فرمود که این مطلب در اخبار فراوانی امده است و مقداری از ان را حافظ منذری در کتاب الترغیب و الترهیب جلد4 صفحات 150 تا 158 جمع آوری کرده است از جمله این اخبار ، مطلبی است که مرفوعاً از قول عبدالله بن عمر روایت شده است که پیامبر فرمود: " ( از سوی رسول خدا) به من گفته شد که سوال کن و بخواه که هرپیامبری چنین کرده و در خواستی نموده است . من درخواستم را تا روز قیامت به تاخیر انداختم . آن درخواست این است که هر که شهادت به وحدانیت حق دهد او را شفاعت نمایم" همین حدیث را احمد با اسناد صحیح روایت نموده است. از دیگر روایات مربوطه حدیثی است که مرفوعا از ابوذر غفاری روایت شده که پیامبر فرمود " به من حق و قابلیت شفاعت اعطا شد و این شفاعت به هر کس از امت من که به خداوند شرک نورزد خواهد رسید " بزار این حدیث را با سند نیکو به استثنای انقطاع موجود در سلسله سند حدیث روایت کرده است...... علامه امینی می افزاید :پس اگر درصورت شهادت ندادن برتوحید اصل شفاعت منتفی گردد یعنی بواسطه عدم شایستگی کافر بطور کلی شفاعت درباره او محال باشد (حتی در برخی مراتب کیفر و مجازات) به طریق اولی شفاعت جهت تخفیف عذاب نیز منتفی خواهد بود .همان طور که به استناد آیات ذیل از کتاب خداوند متعال این مطلب نفی گردیده است: 1- سوره فاطر- آیه 36 2- سوره نحل- آیه 58 3- سوره بقره 162 4- سوره آل عمران 88 5- سوره غافر 49و50 6- سوره انعام 70 7- سوره مدثر 38 تا 48 8- سوره غافر 18 9- سوره مریم 87 با این تفاصیل حدیث ضحضاح بر مبنای اینکه ابوطالب –العیاذ بالله – مشرک از دنیا رفته است وبرای این حالت هیچ شفاعتی درتخفیف عذاب و قرار دادن ابوطالب از امواج سهمگین آتش در ضحضاح مورد قبول نیست وبا تمام احادیث و آیاتی که ذکر نمودیم منافات پیدا می کندوحدیث مخالف کتاب-قرآن و سنت ثابت رسول خدا باید به سینه دیوارزده شود .درکتاب صحیح به نقل از رسول خدا آمده است : "پس از من حدیث فراوان خواهد شد پس وقتی حدیثی برایتان روایت شد آن را به کتاب خداوند متعال عرضه کنید .هرچه با کتاب خداوند مطابقت داشت بپذیرید و هرچه مخالفت داشت رد نمایید." پس اینکه حدیث ضحضاح را بخاری نقل کرده است تو را نفریبد چرا که کتاب بخاری که صحیح نامش نهادند در واقع انبانی از مطالب بی ارزش و نامرغوب و چنته ای از اشتباهات است . و این نوشته ها که برای اثبات ایمان خالص ابوطالب بود که برای رضای خدا نگاشته شد برگرفته از کتاب ابوطالب مظلوم تاریخ- علامه امینی |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط عماری
|
|
||
|
|
|
|
دوازدهم تير ماه سالگرد درگذشت عالم بزرگوار مرحوم شيخ عبدالحسين اميني است.علامه شيخ عبدالحسين اميني در سال 1320 هجري قمري در تبريز ديده به دنيا گشود. او در محضر پدر گرامياش حجت الاسلام حاج ميرزا احمد اميني تحصيلات مقدماتي را سپري ساخت. آنگاه در نزد علمائي چون سيد محمد مولانا و شيخ حسين به ادامه تحصيل خود در مراحل ديگر همت گماشت و پس از طي اين مرحله راهي نجف شد. در آنجا در محضر استاداني چون سيد محمد فيروز آبادي و سيدابوتراب خوانساري به كسب علوم پرداخت. او به جهت استعداد شگرف خويش در همان دوران جواني به كسب درجه اجتهاد توفيق حاصل كرده و اين اجازه با تائيد و دستخط مراجع بزرگوار آيات عظام سيدابوالحسن اصفهاني، ميرزا محمد حسين نائيني، حاج شيخ عبدالكريم حائري و شيخ محمد حسين كمپاني همراه بود. علامه اميني موفق شد در سال 1335 هجري قمري نخستين كتاب خويش را به نام شهداالفضيله برشته تحرير درآورد. بزرگترين و ارزشمندترين اثر وي الغدير نام دارد. او در نگارش اين اثر زحمت بسياري را تحمل نمود و تمام اين زحمات را به عشق و محبت خاصي كه به اميرالمومنين و ولايت آن پيشواي معصوم داشت. براحتي و با ميل و اشتياق پذيرفت و بدين منظور به كشورهاي مختلفي جهت تهيه منابع و ماخذ لازم سفر نمود. علامه اميني براي تحقيق اهداف مقدس خويش كه در رأس همه آنها تحقيق و نشر و تبليغ ولايت حضرت علي بن ابيطالب (ع) و اثبات حقانيت تشيع و ايجاد وحدت و يكپارچگي بين فرق اسلامي بود به كشورهايي چون هند و تركي و سوريه عراق مهاجرت نمود و مجموعه اين تحقيقات و تفحصات را با عشق و محبت مولايش علي(ع) به روي كاغذ آورد و ميراثي بس گرانبها براي تشيع باقي گذاشت. همانگونه كه اشارت رفت تمام لحظاتي كه علامه اميني وقف تهيه الغدير نمود همراه كه اشارت آورد و ميراثي بس گرانبها براي تشيع باقي گذاشت. همانگونه كه اشارت رفت تمام لحظاتي كه علامه اميني وقف تهيه الغدير نمود همرا به محبت به علي(ع) و دقت كامل در انعكاس تمام حقايقي كه مربوط به آن حضرت بود طي شد خود آن بزرگوار در اين باره چنين گفته است: هر گاه پشت ميز مينشينم كه الغدير را بنويسم مثل اينكه علي(ع) را در كنار ميز ميديديدم كه مطالب را به من ديكته ميفرمود. سفرها و تحيقي و تتبعات مرحوم علامه اميني علاوه بر اينكه منجر به نگارش كتاب ارزشمند الغدير شد اقدام عظيم و بي مانند ديگري از آن عالم بزرگ را نيز سبب شدو آن تاسيس كتابخانه بزرگ نجف بود كه يكي از مهمترين اقدامات علمي و اجتماعي آن بزرگوار محسوب ميشود. مرحوم علامه اميني علاوه بر تاليف كتاب شهدالفضيله و كتاب بزرگ الغدير كتاب ديگري نيز از خود به جاي نهاده است ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط عماری
|
|
||
|
|
|
|
درمیان عاشقان اهل بیت(ع) و شیعیان آنان، برخی دارای وجاهت خاص و اراده ویژه هستند که ما را به یاد یاران مخلص پیامبر(ص) در صدر اسلام همچون یاسر و سمیه می اندازند.از جمله شیعیانی که در اوایل صده سوم و در ایام امامت امام جواد و امام هادی(علیهما السلام) خوش درخشیدند «ابن سکیت» است که علم و دانش خویش را به رنگ و لعاب محبت به اهل بیت(ع) زینت بخشید.پنجم رجب سالروز شهادت ابن سکیت است.ابویوسف یعقوب بن اسحاق خوزی معروف به ابن سكّیت اهوازی، عالم، شاعر، لغوی، راوی و ادیب مشهور ایرانی و شیعی مذهب، در سال 186ق در قریه ای در خوزستان به دنیا آمد. وی هیچ گاه از دانش اندوزی باز نایستاد و در رشته های مختلف علوم تدریس می كرد.ابن سكّیت از خواص اصحاب امام جواد و حضرت امام هادی (علیهما السّلام) بود. وی عشق و علاقه وافری به آل علی(ع) داشت و در اظهار عقایدش بی پروا بود. ابن سكّیت، با اصرار متوكل عباسی، به تعلیم دو فرزند او پرداخت ولی با وجود حضور در دربار خلیفه ستمكار عباسی در ابراز شیعی گری خود، زبانی بی باك داشت، چندان كه جان خود را نیز به خاطر آن از دست داد.روزی متوكل كه با اهل بیت (ع) دشمنی سرسختی داشت از او پرسید كه آیا فرزندان من بهترند یا پسران امام علی (ع)؟ ابن سكّیت در جواب گفت: من، تو و فرزندان تو را با قنبر _خادم علی (ع)_ برابر ندارم. متوكل بر آشفت و فرمان داد زبان وی را از قفا بیرون كشند. غلامان او را به بدترین صورت شكنجه كرده و كشتند. ابن سكّیت متخصص لغت و شعر عرب بود بیش از بیست اثر از خود بر جای گذاشته است كه «اصلاح المنطق» و «الالفاظ و الاضداد» از آن جمله اند.
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط عماری
|
|
||