تبليغاتX
اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی کل الساعة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا برحمتک یا ارحم الراحمین ولایت

تقديم به:
وديعه‏ يزدان، موعود اديان و منجي انسان; شخصيتي كه چون بيايد ، بهار به پيشوازش مي‏رود، عدل بر ركابش بوسه مي‏زند و جهان يكسره كه به صلاحديد حق، رخ در نقاب غيبت دارد، به صلاح و فلاح مي‏گرود ، و هم اينك نيز بارش آسمان و رويش زمين از يمن وجود اوست. يعني حضرت ولي عصر حجة بن الحسن العسكري‏عجل الله تعالي فرجه الشريف;  جعلنا الله من انصاره و اشياعه والذابين عنه .
«هو الذي ارسل رسوله بالهدي ودين الحق ليظهره علي الدين كله ولو كره المشركون‏» .
او (خداوند) كسي است كه رسول خويش را با هدايت (دلايل روشنگر) و دين حق (درست و استوار) فرو فرستاد تا اين دين را بر تمامي اديان پيروز گرداند، هر چند كه مشركان (بت‏پرستان ، يهود، و مسيحيت) نخواهند.
نويد فوق، مربوط به سوره‏ي توبه، آيه‏ي 33 است . در آيات قبل (توبه: 27-32) نخست فرمان داده مي‏شود كه بايستي بت‏پرستان فتنه‏جو و آتش افروز حجاز به عنوان عناصري پليد از حريم كعبه طرد شوند. سپس به دو گروه مشرك اشاره مي‏شود: يهود و مسيحيت، كه برخلاف تعاليم انبيا به خداي يكتا شرك مي‏ورزند، پيامبران الهي را فرزند خدا مي‏انگارند و خاخامها و راهبان را رب و ال‏ه خويش مي‏گيرند در حالي‏كه امر شده‏اند جز خداي يگانه، معبودي را نپرستند و مع الاسف مي‏كوشند نور الهي (اسلام) را نيز خاموش سازند، حال آن كه اراده‏ي قطعي خداي متعال بر اين تعلق گرفته است كه نور خويش را كامل سازد.
آنگاه در ادامه، با لحني صريح و قاطع، مي‏فرمايد: «هو الذي ارسل رسوله بالهدي...» .
آيه‏ي مزبور «هو الذي...» با حواشي‏يي از همين دست، در سوره‏ي صف، آيه‏ي 9 و همچنين با اندكي اختلاف در سوره‏ي فتح، آيه‏ي 28 نيز تكرار شده است.
از اين آيه، كه 3 بار در قرآن تكرار شده، به روشني بر مي‏آيد كه دين اسلام، بنا به خواست قاطع الهي، سرانجام بر تمام اديان غلبه و استعلا خواهد يافت و مخالفان و منكران اين دين كه تابش آفتاب آن را بر جهان بر نمي‏تابند همگي منكوب خواهند شد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عماری  | 

انسان، گاهى از «هيچ‏» به «همه‏» مى‏رسد، و گاهى از همه به «هيچ‏»!

خوب محض است، شر محض مى‏گردد.

منحرف است، به حقيقت مى‏رسد و صالح مى‏شود.

عالم و داناست، اما «غرور علمى‏» او را بر زمين مى‏زند.

گنهكار و عاصى است، اما «توبه‏»، او را «عبد صالح‏» مى‏سازد.

اينها همه ممكن و شدنى است و از انسان بعيد نيست كه هرگونه‏تحولى را در خود ايجاد كند.

اين نكته، از يك سو اميدوار كننده و الهام‏بخش است، از سويى هم‏خطرناك و لغزاننده، تا انسان چگونه از امانت «انتخاب‏» استفاده كند!

چه دلهاى سنگى كه يكباره همچون موم، نرم شده است، و چه‏ديده‏هاى خشك و جامد، كه با ياد خدا و تاثير موعظه، متاثر شده و به اشك‏نشسته و چشمه‏سار خوف و خشيت گشته است.

تضمينى نيست كه يك انسان نيك، تا ابد نيكو بماند.

چنان هم نيست كه يك فرد تبهكار و زشتخو، تا پايان در تباهى وآلودگى باقى بماند و درهاى هدايت و رشد، به رويش بسته باشد. مگر نه‏اينكه پيامبران آمده‏اند تا بدان را خوب كنند و بردگان هوس و بندگان دنيارا، صاحبان خرد و سروران آخرت سازند؟

كجاست كه «برده‏»ها را «آزاد» مى‏سازد؟

انسان كه كمتر از حيوانات نيست! وقتى سگ و طوطى و اسب و مار وباز شكارى تحول پذيرند، انسان كه اشرف مخلوقات و مورد تكليف الهى‏است، چرا نباشد؟... كه هست! دل انسان سخت‏تر از سنگ و فولاد كه‏نيست، پس مى‏تواند شكل‏پذير باشد.

اگر به تربيت جان و تصفيه دل بپردازيم، مى‏توانيم خود را از «چاه‏بردگى‏» تا «اوج برازندگى‏» بالا بكشيم.

نقش «محيط‏»، «مربى‏»، «تذكر» و «تفكر» را نمى‏توان انكار كرد، چرابه «تربيت‏خود» كمتر مى‏پردازيم؟

انسان، در گير و دار دو جاذبه قرار دارد: «الهى‏» و «نفسانى‏».

«نفس‏»، به گناه و پيروى از هوس‏ها و عمل به خواسته دل مى‏خواند،و... «خدا»، به ترك هواى نفس و تمايلات حيوانى.

از هر كدام اطاعت كنى، بايد ديگرى را نافرمانى كنى و به هر يك‏نزديك شوى، از ديگرى دور مى‏گردى. مقتضاى بندگى، اطاعت فرمان‏خداست و تسليم امر و اراده «مولى‏» بودن.

اگر «بنده‏»ايم، طاعتمان بايد. و اگر «مطيع‏» مولاييم، اطاعت و تسليم،بايد در عمل و زندگى آشكار شود. و گرنه، چه فرقى ميان آنكه «مولا» نداردو آنكه مولايش خداست؟

نداشتن روحيه عبوديت و بندگى و تسليم، نشان چيست؟ و گستاخى وجرات بر گناه، دليل چيست؟ آنچه انسان را به «معصيت‏» مى‏كشد،«غفلت‏» است. فراموش كردن بندگى خود و ولايت پروردگار.

«گناه‏»، معلول لحظات غفلت انسان و «خدا فراموشى‏» است. وقتى‏عقل، مغلوب نفس اماره شود، محصولى جز گناه به بار نمى‏آورد. كسى تن‏به گناه مى‏دهد و دل به معصيت مى‏سپارد كه از عواقب آن نيز غافل باشد،يا بى خبر.

مگر نه اين كه دوزخ، فرجام گنهكاران است؟ پس چرا نافرمانى؟

امام باقرعليه السلام مى‏فرمايد:

«شگفتا از كسى كه از ترس بيمارى، از غذا پرهيز مى‏كند، اما از ترس‏آتش، از معصيت ناپرهيزكار است!».

راستى هم شگفتا!...

اما آنكه به عبوديت‏خود و ربوبيت‏خالق، معترف است، خود را در قيدطاعت مقيد مى‏داند و در بند «بندگى خدا» حس مى‏كند، نه يله و رها كه هرچه مى‏خواهد بكند و هر چه مى‏خواهد بگويد و هرگونه كه مى‏خواهد باشد!مگر مى‏توان خدا را عالم و بصير و شاهد و حاضر و ناظر ديد و گناه كرد؟

در لحظه گناه، شعله ايمان در دل فروكش مى‏كند و گاهى هم به‏خاموشى مى‏رسد.

...اين چراغ را، روشن نگه داريم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عماری  | 

 

 

 اي كميل: درب خانه ستمگران را مكوب كه با آنان بجوشي و همراهشان كسب و كار كني، و مبادا آنان را تعظيم و احترام نمائي و در مجالس آنان به صورتي كه خدا را بر تو خشمگين سازد حضور يابي، و اگر به حضور نزد آنان ناچار شدي پيوسته ياد خدا كن و بر او توكّل نما و از شرارتهايشان به خدا پناه ببر، و از آنان چشم بپوش، و در دل مخالف كردارشان باش، و با صداي بلند تعظيم و احترام به خدا را ابراز كن كه به آنان بشنواني، كه تو به جهت آن تاييد مي شوي و از شرّ آنان در امان   مي ماني.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عماری  | 

در ميان همه اديان و فرق, هيچ دين و مذهبي غريب تر از مذهب شيعه نيست و در ميان رهبران مذاهب ـ به شهادت تاريخ و به شهادت تاريخ شناسان ـ كسي به غربت علي ابن ابي طالب ـ عليه السلام ـ نمي رسد. و شايد اين ميراثي است كه براي شيعيان باقي خواهد بود تا زماني كه صاحب امر ظهور بفرمايند و اسلام و تشيع را از غربت نجات دهند.

در مقابل اين نعمت عظيم, كه نصيبمان شده, تكليف بزرگي هم به گردنمان آمده, و اين تناسبي است كه بين نعمت و تكليف وجود دارد: هر كس نعمتش بيشتر است, تكليفش هم بيشتر است. شايد در ميان مكلفان عالم هيچ كس بارش به اندازه ما سنگين نباشد. ما بايد نخست اين ميراث عظيم را درست بشناسيم, بعد سعي كنيم آن را در زندگي فردي خودمان و سپس در زندگي اجتماعي مان پياده بكنيم, آن گاه سعي كنيم آن را به جهانيان معرفي نماييم و در نهايت, سعي كنيم آن را در همه عالم به اجرا در آوريم و دست كم مقدمات بعيده اش را فراهم كنيم.

در اطراف جهان, افراد زيادي بخصوص به ابعاد شيعه شناسي پرداخته اند و مراكزي براي شيعه شناسي در دنيا تأسيس شده كه يكي از مهم ترين آنها در دشمن ترين كشور ها نسبت به اسلام و تشيع وجود دارد و شايد خيلي ها ندانند كه يكي از مراكز بزرگ شيعه شناسي در اسرائيل است, و نيز همه مي دانند كه فعاليت هاي زيادي براي شيعه شناسي در امريكا انجام مي گيرد.
ولي خود ما, كه عاشق اهل بيت ـ عليهم السلام ـ و حامل ميراث آنها هستيم, از اين فعاليت ها غافليم.
ادامه مطلب را بخوانید......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط عماری  | 

اللهم صل على محمد و آله و اجبر مصیبتنا بشهرنا و بارک لنا فى یوم عیدنا و فطرنا و اجعله من خیر یوم مر علینا، اجلبه لعفو و أمحاه لذنب و اغفرلنا ما خفى من ذنوبنا و ما علن ... اللهم  إنا نتوب  الیک فى یوم فطرنا الذى جعلته للمؤمنین عیدا و سرورا و لأهل ملتک مجمعا و محتشدا، من کل ذنب أذنبناه أو سوء أسلفناه أو خاطر شرا أضمرناه توبة من لا ینطوى على رجوع إلَى ذَنْب .

پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مصیبت ما را در این ماه جبران کن و روز فطر را بر ما عیدى مبارک و خجسته بگردان و آن را از بهترین روزهایى قرار ده که بر ما گذشته است که در این روز بیشتر ما را مورد عفو قرار دهى و گناهانمان را بشوئى و خداوندا بر ما ببخشایى آنچه در پنهان و آشکارا گناه گردانیم ... خداوندا! در این روز عید فطرمان که براى مؤمنان روز عید و خوشحالى و براى مسلمانان روز اجتماع و گردهمائى قرار دادى از هر گناهى که مرتکب شده‏ایم و هر کار بدى که کرده‏ایم و هر نیت ناشایسته‏اى که در ضمیرمان نقش بسته است‏به سوى تو باز مى‏گردیم و توبه مى‏کنیم، توبه‏اى که در آن بازگشت‏به گناه هرگز نباشد و بازگشتى که در آن هرگز روى آوردن به معصیت نباشد. بارالها! این عید را بر تمام مؤمنان مبارک گردان و در این روز، ما را توفیق بازگشت‏به سویت و توبه از گناهان عطا فرما.

بخشی از دعای امام سجاد (ع) در عید سعید فطر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط عماری  |